امروز اومد تا بهتون بگم من و دانیال جان بلاگ جدیدی رو تاسیس
کردیم خوشحام میشم بیاید و ببینید !!
موضوع اون هم ادبیات معنوی در موسیقی است !
با تشکر...رو سیاه همیشگیتوووون !
محمدرضا
سلام!
امروز یک آپ ویژه داریم...!
امروز 17 اذر هستش تولد خواهر کوچکتر من
امیدوارم ازم قبول کنه!
امیدوارم خودش این شعر رو بخونه!
البته همون زمان که گفتم براش خوندم،به تاریخ
شعر هم حتمآ دقت کنید!
خواهرم این رو سیاه رو ببخش،اگه دوست دارم
خیلی زیاد منو....!
یا حق!
مثل تنگ و مثل ساقر
مثل آبی مثل اختر
مثل آتیش مثل احمر
مثل آروم مثل خواهر
مثل نزدیک مثل خاور
حس آروم حس مادر
قطره ای خشک حس باور
روز عشقست 17 آذر
"تقدیم به خواهر کوچکم
به مناسبت تولدش
نه این سال بلکه هرسال"
" 17 آذر" محمدرضا 28ا/سفند/84
دست در دست تو بود
وگاهی چشمها...در امتداد یک افق
می لغزید بر روی هم... شب چقدر تاریک است
این شب اگر ماه نداشت میگفتم:که چقدر دلگیر است
کوچه و پس کوچه های شعر من اگر به دلت راه نداشت میگفتم:
که چقدر بیهودست
لیک باید بگویم:که دل این کوچه ها برایت چقدر باریک است
اشک شهر شعر من بر رود غرورم چقدر مسرور است
گل و لای منیت ببرد که تنم پر از اندوه است
* * *
آری..آسمان جای تو و تبار تو شمس بود
نمیدانم چطور؟؟
به ما تابیدی؟؟؟!!
کز این تابش تو بسی خرسندم که بر این نور تنت بسی وسوسه مندم
که بر این،نور تو....بر روح و دلم،سایه ای مستم
که گویی...لطف تو و خالق شد اگر هستم
که او ساخت من و تو...منی که دل به تو بستم
تو به من تابیدی!!!
عاشق شمس و مهتاب پرستم
دیوانه ی عشقم و دیوانه پرستم
که اگر پروانه ی عشقم دو بال از تو گرفتم
که اگر نور پرستم
شمع حوس بفروشم
و
مهتاب پرستم
در حال و هوای تو و این باده پرستی
به خود آمدم و دیدم........که بر این رویا نشستم
یاد آن شب دوباره به ذهنم چرخید
که دست در دست تو بودم و گاهی چشم ها.......
"مهتاب پرست" محمدرضا 18/آبان/85
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|